محمد تقي المجلسي (الأول)
10
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
و بيست و سيّم رمضان و شب عيد رمضان و روز هر دو عيد و شب نيمهء رجب و نيمهء شعبان و روز مبعث يعنى روزيكه جناب رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيغمبر شده و ان بيست و هفتم رجب است و روز غدير يعنى روزيكه حضرت رسالت پناه حضرت امير المؤمنين على را عليهما السّلام وصى و خليفهء خود گردانيده و ان هجدهم ذى الحجه است و روز مباهله يعنى بيست و چهارم ذى الحجه و روز نوروز و از براى احرام گرفتن و طواف خانهء كعبه كردن و زيارت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و زيارت ائمّهء معصومين عليهم السّلام و در حرم مكه رفتن و در شهر مدينه و كعبه و مسجد پيغمبر رفتن و از براى گذاردن نماز حاجت و نماز استخاره و قضاى نماز و گرفتن افتاب چون تمامى قرص گرفته باشد و او بعمدا نماز ترك كرده باشد و از براى توبه از فسق يا كفر و رفتن بديدن كسى كه سه روز باشد كه او را از دار اويخته باشند بوجه شرع و غسل طفل چون از مادر متولّد شود و غسلى كه از براى زمانست در ان زمان كنند و غسلى كه از براى فعلست همچو احرام بستن و در مكه و مدينه رفتن پيش از ان فعل كنند الّا غسل توبه و بديدن اويخته رفتن كه بعد از انها كنند و هرگاه كه بعضى از اين اسباب جمعشوند از براى هر يك غسلى بايد كرد و يكغسل كافى نباشد فصل هشتم در جنابت و احكام آن بدانكه جنابت حاصلميشود بانزال منى مرد و زن را در خواب و بيدارى و بدخول حشفه در پيش يا پس و اگر چه انزال نشود و مفعول مرد باشد يا زن حكم فاعل دارد و در جنابت اگر چه حشفه افتاده باشد بدخول مقدار حشفه جنابت حاصلشود و بدخول حشفه در فرج حيوانات بى انزال احتياط انست كه غسل كند و اگر كسى بر بدن يا جامهء خاص خود منى يابد غسل كرده قضا كند هر نمازيرا كه نتواند بود كه مقدّم بر جنابت باشد و اگر منى بر جامهء مشترك يابد غسل بر هيچيك واجب نگردد و ليكن سنت است هر يك را كه غسل كنند و حرامست بر جنب نماز و طواف خانهء كعبه و دست يا عضوى ديگر بر نوشتهء قران نهادن و همچنين بر نام خداوند تعالى و نام انبيا و ائمّه عليهم السّلام و خواندن سورهاى عزائم يا پارهء از ان و اگر چه بسم اللّه باشد به نيّت انكه از سورهء عزيمتست و در مسجد مكه و مدينه رفتن و در باقى مساجد درنگ كردن يا چيزى نهادن و روا باشد چيزى از انجا برداشتن و مكروه است او را خواندن زياده بر هفت ايه از قران غير از سورهء عزائم و دست يا عضوى ديگر بر حاشيهء قران نهادن و برداشتن قران و خواب كردن جنب پيش از وضو و خوردن و اشاميدن پيش از مضمضه و استنشاق و حنا بر دست و پا نهادن فصل نهم در كيفيّت غسل و اندو نوعست غسل ترتيب و غسل ارتماس و شبه ان و در هر يك واجبست نيّت و انقصد معنى اينعبارتست كه غسل ميكنم از براى برداشتن حدث واجب تقرّب به خدا و اگر بجاى برداشتن حدث گويد تا نماز كردنم روا باشد صحيح باشد و اگر هر دو را گويد بهتر چنين كه غسل جنابت ميكنم از براى برداشتن حدث تا نماز كردنم روا باشد تقرّب به خدا و بر حكم نيّت باشد تا فارغشود يعنى به اين شستن قصد امرى منافى نيّت نكند و پيوسته دارد اخر نيّت را برسانيدن اب بر سر در غسل ترتيب و سر را با گردن بشويد بعد از